Fat old sun in sky is fall

خرید بک لینک
امشب برای همیشه رابطمو با مامانجوناینا (خانواده مامانم) و از حدود یک ماه قبل رابطمو با مامانی اینا (خانواده بابام ) قطع کردم.

الان از دو طرف تنهام :)

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۶ساعت 1:37 توسط فروزان |
Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 1:00

من به فقدان یک بوسه می اندیشم. در زمان تجلی آفتاب صبحگاهی.من به سادگی یک رودخانه قبطه میخورم. وقتی دو عاشق از کنارش گذر میکنند.من به طراوت یک گل رز تشنه ام . کنار شبنم های براق گل برگ ها . "سالها پیش من در انزوای یک تاریکی دستی را یافتم دستی که قدرتمند. نوری باریدن گرفت و من چشمانم را تنگ کردم . دست مرا محکم به سمت نور کشید من گریختم و دست و دست و دست ... "حالا من درون تاریکی به فقدان یک بوسه می اندیشم . در زمان تجلی آفتاب صبحگاهی. ...+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۶ساعت 14:57 توسط فروزان | Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: شنبه 30 دی 1396 ساعت: 1:00

میدانستم که می آید ... یک روز در خانیمان را میزند و می آید. کنار من خواهد نشست و سر بر سینه هایم خواهد گریست. میدانستم که می آید ... بوی عطرش تمام راهای رفته اش را پر کرده بود . دریغا که چه دیر فهمیدم ... دریغا که چه دیر فهمیدم آمدنش را ... آمد و من نبودم ... او آمد و من نبودم ... زندگی رنگ نیست زندگی بو نیست زندگی شکل نیست ... زندگی یعنی دیر رسیدن به قرار ها دیر رسیدن که نگاه ها ... زندگی تنهایی گذر کردن از روی سختی هاست ... آه میدانستم که می آید و من نبودم که ببینم آن زمان را که نور خورشید چشمانش را میزد و پلک های مردانش را جمع میکند ... و من نبودم که ببینم چه طور برای صاف کردن گلویش دستش را بالا میبرد ... میدانستم که می آید آن زمان که پیر و فرتوت شده بودم و قلبم را در دستم گرفته بودم و به افقی دور خیره بودم ... میدانستم می آید ... میدانستم ....+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 14:32 توسط فروزان | Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 17:39

خيلي غم انگيزه دايي مونتي نازنين. منو ببخش كه جواب نامه ات رو دير ميدم. بشكل فاجعه آميزي درگير امتحاناتم هستم و از بخت بد همه چيز باهم قاتي شده. و متاسفانه اين ترم ممكنه مشروط شم. :(

پ ن : همراه نامه عكس خودمو هم فرستادم كه دلت برام تنگ شد نگاهم كني.

دارم خفه ميشم از خستگي و دلتنگي. گاهي فكر ميكنم روابط آدما مزخرف ترين شكل رابطه توي طبيعته.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۶ساعت 21:48 توسط فروزان |
Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 4:10

آقای شاد عزیز ،امروز که شمارا دیدم حس کردم غم عجیبی درون وجودتان است که انکار ناپذیر است . انگارکه اتفاق بدی برایتان افتاده باشد. غم داشت صدایتان وقتی میگفتید : نه سرکار خانم، من قبل از سرو پیاده میشم. نمیدانم چرا بشدت دلم برای آن عذر خواهی های مداومی که هرشب وقتی سوار ماشین میشدیم میگفتید، تنگ شده. و مدام سعی میکردید به خودتان سخت بگیرید تا مبادا تنتان به تنم برخورد کند یا مبادا کفشتان گوشه ی شلوارم را خاکی کند . اما امشب چیز دیگری بود . جای آن آقاییکه با خنده پول راننده را میداد من یک آقای غمگین دیدم . برای همین سعی کردم صدای موسیقی موبایلم را زیاد کنم تا شاید از شنیدن آواز "جوان بائز" خوش صدا لذت ببرید . سعی کردم جایم را تنگ کنم تا راحت باشید ولی آنقدر غرق در افکارتان بودید که فکر نمیکنم حتا متوجه آن شده باشید که تمام بدنتان محکم بدنم را فشرد و کفشتان تمام پاچه ی شلوارم را خاکی کرد .آقای شاد عزیز شاید روزی گذرتان به این وبلاگ خورد و تصمیم گرفتید دوباره تبدیل شوید به همان آدم شاد سابق . چه کسی شمارا منع کرده از شادی؟ آیا کسی جز خودتان ؟ آیا دوباره چون گذشته میتوانید با لبخند به من بگویید : بله من زوودتر پیاده میشم ؟ یا وقتی من تعمدی حواسم به موسیقی است و خودم را به نشنیدن صدای راننده زده ام ، آیا دوباره با اشاره به من یاد آور میشوید که بقیه ی پولم را از راننده بگیرم که دس Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 4:08

پیر مرد درون مهناز عزیز ، نامه ات را خواندم و شکایتت را شنیدم .کارخانه ی کلاف بافی ات را بسوزان . بگذار تمام ستون هایش یکجا خمیر شوند و کلاف های سردر گم همه یکجا خاکستر شوند . اما یادت باشد که حواست به موشهای کلاف خور باشد . آنها در تمام این مدت سعی در باز کردن گره های کلاف ها داشتند . پس برایشان خانه ای تدارک ببین. ماجرا سر این نیست که تو کاملابیکار شوی مسئله این است که تو باید خودت را بکشی و از نو تعبیه کنی. مسئله دقیقا اینست که تالاب مغز تو احتیاج به کارخانه ی کلاف بافی ندارد . احتیاج به جنگلی دارد که هروز گیاهی در آن میروید . و به زودی خواهی فهمید که گیاهانند که تو را نجات خواهند داد . بانهایت احترام ر.ع. ( فروزان)+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ساعت 11:1 توسط فروزان | Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 4:08

آيا براي عنوان زيادي طولانيست؟ 

في الواقع با شما مخالفم. 

Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 9:36

از اين مملكت متنفرم حس ميكنم همه ميخوان همو بكشن و نابود كنن. همه به هم ميپرن هيچ كس از هنر نميگههيچ كس از احساسات نميگههيچ كس از طلوع خورشيد نميگهديشب دلم شكست.  Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 17:15

انیو موریکونه جان عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه. ماهم خوبیم ... میگذره این روزها و من همچنان در حال یادگرفتن چیزهای نو هستم. انیو ی عزیزم، دنیای ما مملوء است از چیز های دردناک و تضاد های وحشتناک که من اینروزها با آن دست و پنجه نرم میکنم ... جنگ ها سر اعتقاد ها جنگ ها سر دانش ها جنگ ها و ریخته شدن خون ها ... انیو جان خبرت هست چند روز گذشته زلزله ی عجیبی آمد ؟ من ترس برم داشت که اگر بیشتر بیاید آنوقت چه ؟ آنوقت آنهمه روح آنهمه احساسات زیبا پرواز کنان به آسمان میروند. اصلا گیرم ما آدم های بد بودیم ... ما دل شکستیم ... خوب مگر کسی نبود که دل مارا هم نشکسته باشد ؟ انیو جان ... حق حتا بدترین آدم ها هم این چنین عذاب نیست ... تصور کن کودکی که تازه فهمیده است که استعداد پیانو زدن را دارد ... چرا باید زیر خروار ها خاک خوراک موش ها شود ؟ انیو جان زندگی سخت شده ... شنیده ام که گور ها کنده اند برای بیچارگان آن سر دنیا ... شنیده ام هزاران نفر از گشنگی مرده اند ... شنیده ام و اشک ها ریخته ام برای مظلومیتشان ... انیو جان چه باید کرد ؟ راستی برایت بگویم چه شد. رفتم سراغ موسیقی هایت و دستم را زیر چونه ام گذاشتم و اجازه دادم اشک ها جاری شوند .. آه کاش بودی آه . در عوض او آمد جای تو و به من گفت : "من هیچ وقت سینما پارادیزو رو تنهایی گوش نمیدهم ! ... به شکل رغت انگیزی گلویم فشرده میشود و قل Fat old sun in sky is fall...

ما را در سایت Fat old sun in sky is fall دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 17:15

صفحه بندی